Pages

Thursday, November 10, 2011

Monster in Closet




Monster in the Closet

دیو درون پسخانه
شبی زین دنیای هستی‌ گسستم
به دنیای خیالاتم بپیوستم
دیدم نگاری با آن زیبائی و هیبت
ببستم چشم، جان گشت غرق لذت
شنیدم صدایی  با گوش دل‌
چرا آسوده یی توی این منزل
از این هیبت زین بزرگی
نیفتاد لرزه ٔبر اندامت گهی
مگر داستان آتش، قصه جهنم
شنیده یی تو از ملا و مردم
خندیدم و گفتم ز کودکی‌ام بیاد آید
چو مادر مرا ز دیو در پسخانه ترساند
با ‌یک نگاه در احوالش دانستم
چو او زنده باشد، چو پدر گیرد دستم
نه‌ دیوی سراغم آید نه‌ شیطان
بود آرامش مرا در جان و روان
تو‌ای آفریده گار نزدیکی ز هردو
نباشد پناهی مرا مگر آغوش تو
توی جوهر عشق، تو یی آغاز خوبی
ازان انجامم نباشد مگر لطف بی‌ منتهی
کابلی نوامبر ۲۰۱۱


No comments: